چرا ضربه سارا فولر توانست احساسات را برانگیزد

دسته‌بندی نشده | No comments


امروز بیدار شدم و می دانستم که یکی از آن روزها خواهد بود – مورچه ، ناامید ، روزهایی که امیدوارم گریه زودتر از دیرتر فرا رسد ، بنابراین می توانی ادامه دهی.

اما من قرن هاست که گریه نکرده ام.

یک روز قبل از فوت عموی من در شانزدهم اکتبر نبود. وقتی تماشا کرد گریه نکرد. او در مراسم خاکسپاری گریه نکرد. وقتی صحبت کردم گریه نکردم. نه مثل بچه ای که در رفت و آمد مملو از سیل است یا لوله ای که سعی در ترکیدن ندارد. من دعا کردم گریه کنم ، تا آن را به روش “درست” پردازش کنم. من در مورد غم و اندوه خواندم ، با مردم صحبت کردم ، به همان اندازه که باز کردم نزدیک شدم.

اما من یک ظرف خالی بودم. من سعی می کنم و هیچ چیز

حدس می زنم بدن ما را محافظت می کند. اما روزی می رسد که آنها باید به ما خیانت کنند.

شاید امروز روزی باشد که همه چیز عجله دارد. شاید فقط دوره من بود. هیچ کس واقعاً نمی داند چه اتفاقی برای آنها می افتد. فقط می دانستم که روده شستشو و تکرار یک روز دیگر در همان چهار دیوار را ندارم و به همان برف غم انگیز خیره می شوم. چیزی در لیوان من نبود و نمی توانستم آن را با یوگا یا مراقبه یا یکی از نقل قول های صفحه اعلانات در دفتر موقت خود پر کنم. نه برنت براون ، نه اریک اسپولسترا ، نه آدری لرد و نه لئو تولستوی منتظر نمی مانند ، تولستوی: “تنها وظیفه اساسی انسان این است که با زندگی هماهنگ باشد.”

خوب ، بد نیست این احساس تقریبی به من داد. فکر کردم می فهمم که امروز چه خبر است. حال و هوای آن را ندارم ، اما حدس می زنم سارا فولر ساخت این داستان را تماشا می کنم. بیایید فقط ببینیم چه اتفاقی می افتد.

بنابراین فیلم را بارگیری کردم. من نگاه کردم که انگار سوگند یاد کرده دستش را بالا آورده است. من فوتبال زیادی تماشا نمی کنم ، بنابراین نمی دانستم این به چه معناست – اگر کسی باشد – اما او به نظر می رسید که فرماندهی می کند و من می دانستم که او این کار را در جایی که نباید انجام می داد.

و سپس او او را لگد زد – بدیهی است او را همانطور که باید لگد می زد. سپس او به سمت میکروفون رفت و به من گفت که من می توانم همه کارهایی را که فکر می کنم می توانم انجام دهم ، به شرطی که تمام ذهنیت را داشته باشم. به این فکر کردم که این چقدر درست و غلط بود.

دنیا به همه می گوید که در یک برهه چه چیزی است ، اما من فکر می کنم پر کردن لیوان خود با این توهم که نمی خواهد مفید باشد. من از یک خانواده فوق العاده مغرور هستم. من این را برای ما دوست دارم.

ورزش سوخت خوبی برای چنین اعتماد به نفسی است. تصمیم گرفتم درباره فولر بیشتر بدانم ، بنابراین چند داستان را روی لپ تاپم باز کردم.

اما این روزها مثل تقریباً هر چیز دیگری ، باید کمی چشمان خود را ببندید ، از واقعیت دور شوید و احساس الهام کنید. وقتی کار می کند ، مانند یک دفیبریلاتور برای قلب است. هیچ چیز از این نوع وقتی این کار را نمی کند ، احساس جوانی ، حتی تند و زننده می کند. تماشای ورزش در این سال به معنای تغییر مداوم بین بدبینی و معجزه است.

من بسکتبال را می پوشانم. مانند هر چیزی که واقعاً در آن کاوید ، زیبا و جذاب است و همیشه چیزهای زیادی برای یادگیری وجود دارد. بسکتبال به طور مداوم در حال تکامل است ، از درک همه کسانی که آن را دنبال می کنند و در مرزهای آن زندگی می کنند ، تکان دادن ما ، به ندرت ما را به جایی که فکر می کنیم می برد. این چیزها در آنجاست. اما فشار امسال سخت تر بود.

سارا فولر از واندربیلت در نیمه دوم در مقابل میتسو تایگرز در استادیوم مموریال در 28 نوامبر سال 2020 در کلمبیا ، میسوری شروع کرد. (دو و میدانی Zach Bland / Mizzou از طریق گتی ایماژ)

سارا فولر فقط آن توپ را لگد زد زیرا ، مانند هر ورزش ، آیینی که آمریکایی ها آن را فوتبال می نامند ، نمی تواند – نمی توانست – به یک وقوع همه گیر منجر شود ، زیرا این امر غیر آمریکایی خواهد بود. اگر “آمریکایی” را به معنای واقعی آن بگیرید ، این درست است. او او را لگد کرد زیرا یک بازیکن شروع به تصمیم گیری کرد که فوتبال ارزش خطر را ندارد و دیگری با کسی که آزمایش COVID-19 مثبت داشت و باید قرنطینه شود تماس گرفت ، این دقیقاً همان چیزی است که در شرایط مناسب اتفاق می افتد ( در حال حاضر همه ما خوب هستیم).

باز هم ، این تنها دلیل نیست. فولر نیز به این توپ ضربه زد زیرا او تلاش کرد و به اندازه کافی خوب بود. لحظه ای به بهترین شکل انجام شد: یک چیز درخشان که از گاو نر گاوهای حماسی سوئیس فرار می کند — یک سنجاق یخ برای آویزان شدن تا زمانی که بهمن ادامه دارد.

سپس ویدئو به طور خودکار شروع می شود. “امروز صبح بیمارستان ها زنگ هشدار را به صدا درآوردند ، زیرا بخش مراقبت های ویژه برای هفدهمین روز به بالاترین رکورد در …”

این قبل از این بود که من عجله کنم تا برگه را پیدا کنم و آن را ببندم ، مثل اینکه من با یک صفحه لمسی لپ تاپ مشغول زدن حوله هستم.

و بعد من فقط آنجا نشستم و سرانجام اشک ها با مهربانی سرازیر شدند. من به همه چیزهایی فکر کردم که نمی توانم کنترلشان کنم ، از شروع غم و اندوه جدیدی که هر روز به ما وارد می شود ، تا این واقعیت که احتمالاً ماه ها جیب نمی زنم. از تنش به همین سادگی نخواهم کرد از ابروهایم عقب می روم و به این واقعیت که نمی دانم چگونه به والدینم کمک کنم ، نمی دانم چگونه به خودم کمک کنم.

و بعد سرم را بلند کردم.

نقل قول دیگری از تولستوی روی تابلو: “نقش هنرمند این نیست که مسئله ای را بی چون و چرا حل کند ، بلکه وادار کردن یک شخص به زندگی در تمام مظاهر پایان ناپذیر آن است.”

بعید است ضربه سارا فولر دنیا را تغییر دهد. این نه دلیل خوش بینی است و نه منادی پیشرفت. اما روز شنبه ، 28 نوامبر ، اتصالات او به یک لاستیک برخورد کرد ، توپ را 35 متر به سمت راست فرستاد ، و بنابراین او یک اثر هنری برجسته را به دنیا آورد.

اطلاعات بیشتر از Yahoo Sports:


منبع: pen-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>