[ad_1]

از اندرو کاوتورن

25 نوامبر (رویترز) – خبرنگار سابق رویترز برای کوبا ، اندرو کوتورنر ، در داستان 2004 رویترز به یاد می آورد که با دیگو مارادونا ، که چهارشنبه درگذشت ، در زمین بازی بیرون رفته است.

همانطور که برای زدن ضربه پنالتی در استادیوم ملی فوتبال کوبا قدم برداشتم ، دیگو مارادونا مغرور اما پوزخند توپ را پاک کرد و جای او را گرفت ، زمزمه های نصیحت شد و در نماز دست داد.

ناچار توپ را به دستان دروازه بان مالیدم. مارادونا دروغ گفت: “خوب به او ضربه زدی ، کار بهتری خواهی کرد”.

مطبوعات خارجی در شب شب بارانی در هاوانا در ژوئن 2000 با نتیجه 6-0 مغلوب دوستانی از مارادونا شدند – شکستی که خیال پسر را برای بازی با یکی از بزرگترین فوتبالیست های جهان برآورده کرد.

مارادونا برای دریافت معالجه پزشکی رایگان به دلیل مشکلات دارویی و الکلی در کوبا بود. مدیر او ، گیلرمو کوپولا ، بی سر و صدا از ما خواسته بود که از برخورد با آرژانتینی بیش از حد آن زمان پرهیز کنیم ، تا او را تحقیر نکنیم.

اما این تحقیر کاملاً از آن خود ما بود ، زیرا مارادونا با وجود شرایط وحشتناک خود ، از بینش و مهارت ذاتی خود برای زدن دو گل دور از دروازه بان ما که یک زنجیره سیگار می کشد استفاده کرد.

این یکی از معدود بازی هایی بود که با مارادونا بازی کردم. او در اوایل سال پس از نزدیک به مرگ در اروگوئه وارد کوبا شد ، و از ضربات خود برای ساخت یک سالن ورزشی استفاده کرد.

فدراسیون فوتبال کوبا به احترام بزرگ مرد امشب پدرو ماررو را در استادیوم ملی خود قرار داد – همراه با ماساژورهای بعد از بازی. گاهی اوقات ما فقط در زمین های زمین و پشت هتل بازی می کردیم.

هر بار که گل می زد ، جشن های گل مارادونا همان جشن هایی بود که از روزهای باشکوه او به یاد می آوردم ، شکست دادن انگلیس در راه قهرمانی در جام جهانی 1986 مکزیک یا کمک به تغییر سرنوشت ناپولی در ایتالیا.

مشتهای گره کرده ، دستها را بالا آورده ، سر را به عقب متمایل کرده ، و به آسمانها نگاه می کند ، مارادونا قبل از افتادن به زمین یا فرار از میدان برای جشن گرفتن ، از خوشحالی فریاد می زد.

“پنج احساس پیاپی در خلسه غرش کرد:” چه حس شگفت انگیزی برای گلزنی است. من این بازی را دوست دارم. این زندگی من است. “

من آلفردو تدسکی ، همکار رویترز را داشتم تا از من برای دوستی با مارادونا در کوبا تشکر کند.

“آیا آنها در انگلیس از من متنفرند؟”

تدسکی ، یک فیلمبردار تلویزیونی و همکار آرژانتینی ، با تاکتیک های سبک پاپاراتزی خود مارادونا را چنان عصبانی کرد که این بازیکن چند روز پس از آمدن به کوبا و بیرون آمدن از کانون توجه ، عصبانیت خود را از طریق شیشه اتومبیل شکست.

تدسکی همچنین شخصیتی بزرگتر از زندگی بود و این زوج ظرف چند روز با خرس و استیک کباب اختراع کردند.

مارادونا سپس تقریباً هر روز به بازدید از خانه خود می پرداخت و از شرابهای خوب و استیك های غلیظ تدسکی لذت می برد ، تعجب بسیاری از ما كه تصور می كردیم وی رژیم غذایی سختی دارد ، بسیار تعجب آور بود.

مارادونا با تماشای زنده بوكا جونیورز یا تیم ملی آرژانتین از طریق یك پیوند ماهواره ای خاص كه توسط تدسكی فقط برای او سازماندهی شده است ، مانند دیوانه داور فریاد می زند و با غواصی كاملاً در استخر تدسکی گلهای خود را جشن می گیرد.

یک شب ، بعد از سیگار برگ و شراب بعد از شام ، از او س questionالی را پرسیدم که مدتها بود می خواستم بپرسم: “خوب ، حس کردن این دو گل در مقابل انگلیس در سال 1986 چه حسی داشت؟”

می ترسیدم که حوصله یک بار دیگر جواب دادن را داشته باشد ، اما برای خوشحالی من ، مارادونا – که از جذابیت غیرقابل انتقاد من و دو پسر تدسکی که با ما نشسته بودند آگاه بود – برای یک ساعت یادآوری سریع وارد شد.

او قبل از اینکه با نگرانی واقعی بپرسد ، “آیا آنها در انگلیس از من متنفرند؟” به دست معروف خدا خندید.

سپس او با هر انحراف و چرخش والس معروف خود از طریق تیم انگلیس برای شاید بهترین گل تاریخ جام جهانی با ما صحبت کرد.

آرزوی مارادونا اداره یک باشگاه بزرگ بود. وی با جدیت جدی گفت: “منچستر یونایتد یا رئال مادرید این کار را می کردند” و منیت و ناامیدی از ماندن در این بازی او را کور کرد که به دلیل مشکل دارویی شهرتش بد شد.

در حین بازی در تلویزیون تدسکی ، مارادونا در نیمه وقت وقتی تبلیغ تجاری او را به عنوان نوجوانی نشان داد ، به صحنه می شتابد. “این من هستم ، به من نگاه کن!” مثل یک بچه داد زد.

لذت او نامحدود بود ، هنگامی که پس از تماس محرمانه کوپولا از طریق تلفن همراه با یک خروجی تلویزیون در بوینس آیرس ، دوربین چرخید تا دخترش را در میان جمعیت نشان دهد.

در هاوانا ، مارادونا چندین بار با قهرمان خود ، فیدل کاسترو ، رئیس جمهور کوبا دیدار کرد. یک بار ، او پشت درهای بسته در کاخ انقلاب در هاوانا ، به یک انقلابی عاشق بیس بال هفتاد ساله یاد داد که چگونه یک توپ فوتبال را دریبل کند.

مارادونا “حداکثر رهبر” کوبایی را خال کوبی از کاسترو ، که آرژانتینی در سمت چپ خود داشت ، و خال کوبی دیگر ارنستو انقلابی آرژانتینی “چه” گوارا را روی شانه راست نشان داد.

مارادونا بعدا به ما گفت: “من کمونیست نیستم ، اما تا زمان مرگ یک فیدلیستا هستم.”

(کاوتورن از سال 1998 تا 2002 خبرنگار رویترز در هاوانا بود)

[ad_2]

منبع: pen-news.ir